تبليغاتX
مطالعات مدیریت استراتژیک - کارشناسی ارشد مدیریت صنعت سیمان

طرح توجیهی ضرورت ایجاد رشته دانشگاهی*

کارشناسی ارشد مدیریت صنعت سیمان

(CMBA)

 

مقدمه: مدیریت،  امروزه مهمترین عنصر درعرصه اقتصاد به شمار می‌رود. از نگاه اندیشمندان این عرصه، مدیریت فرآیند استفاده بهینه از منابع به شمار می‌رود. به نحوی که منابع بی‌شمار مادی و انسانی فقط با بهره‌گیری از مدیریت کارآمد قابل بهره‌برداری است، چه رسد به زمانی که منابع مادی وانسانی کافی در دسترس نباشد. پول و سرمایه ، تکنولوژی وسایر امکانات عوامل بسیار مهمی در اقتصاد به شمار می‌رود  .اما این عوامل مهم فقط زمانی نتیجه بخش خواهند بود که به نحو مطلوب مدیریت شوند. منابع انسانی و نرم‌افزاری نیز از عوامل بسیار مهم عرصه اقتصادند. اما این عوامل نیز زمانی دارای کارآمدی مطلوب خواهند بود که به خوبی مدیریت شده باشند.
امروزه صنعت سیمان با گردش مالی سالانه حدود
1200 میلیارد تومان وبا بیش از هشت هزار میلیارد تومان حجم سرمایه‌گذاری انجام شده یکی از بزرگترین صنایع کشور به شمار می‌رود. میزان اشتغال مستقیم این صنعت در حال حاضر بیش از 22 هزارنفرو با اجرای طرح‌های جدید در پنج سال آینده به بیش از 40 هزار نفر خواهد رسید. در مورد اهمیت محصول سیمان و نقشی که در فرایند توسعه و عمران کشور دارد، جای هیچ شبهه‌ای نیست. بی‌گمان این منابع با چنین اهداف و نقش حساسی نیازمند مدیریت کارآمد است.
نگاهی اجمالی به
سوابق تحصیلی مدیران شاغل در این صنعت به خوبی نشان می‌دهد، صنعت سیمان نیز همانند سایر صنایع کشور توسط فارغ التحصیلان رشته های فنی با گرایش های مختلف اداره می‌شود. محتوای دروس رشته‌های مختلف صنعتی نشان می‌دهد به جز رشته مهندسی صنایع که تعدادی معدود ومحدود واحد مرتبط با مدیریت دارد، در هیچ رشته‌ دیگری دروس مدیریتی گنجانده نشده است. حال این پرسش‌ پیش می‌آید که مدیران بخش سیمان چگونه با مبانی و اصول مدیریت، روش‌ها و تکنیک‌های آن آشنا می‌شوند؟ برای پاسخگویی به این پرسش نمی‌خواهیم وارد چالش قدیمی مدیریت، علم است یا هنر؟ شویم. چرا که امروزه غالب صاحب نظران بر این نکته تاکید دارند که مدیریت هم علم است و هم هنر. لذا گرچه وجود جوهرة ذاتی مدیریتی در افراد ، شرط لازم است اما هرگز کافی به نظر نمی رسد و اصول، مبانی، روش‌ها، رویکردها و تکنیک‌های مدیریتی، اکتسابی هستند. اینکه مدیران بخش سیمان این دانش و مهارت های اکتسابی را از کدام منبع فرا می‌گیرند یک پرسش جدی است. ظاهراً کسب تجربه مهندسی کانال شاخته شده‌ای به شمار می‌رود. گرچه پذیرش تجربه به عنوان یکی از کانال‌های آموزش و فراگیری قابل انکار نیست، لکن محدود کردن فرایند تربیت مدیران بخش صنعت به این مورد، غیر قابل توجیه است. چرا که در آن صورت نظام آموزش‌ی ما و وجود  ده ها دانشگاه که به آموزش گرایش‌های مختلف رشته مدیریت می‌پردازند بیهوده و عبث خواهد بود و هر بخش از اقتصاد کشور می‌تواند مدعی شود مدیران خود را از طریق تجربه عملی، آموزش می‌دهد! به علاوه بسیاری از مبانی تئوریک و نظری از طریق تجربه قابل فراگیری نیستند. کانال دیگری که معمولاً در چنین مواردی مطرح می‌شود برگزاری دوره‌های کوتاه مدت مدیریتی است. دوره‌هایی که در قالب سمینارهای آموزشی یک یا چند روزه برگزار می‌شود. مقایسه حجم ساعات این دوره‌ها در حداکثر خود (20 تا 40 ساعت) با حجم ساعات  دوره کارشناسی مدیریت (بیش از 140 واحددرسی  که جمعاً بیش از 2000 ساعت آموزش است. و اگر دروس عمومی و غیر مدیریتی را از آن حذف کنید به بیش از 1500 ساعت می‌رسد) نشان می‌دهد این دوره‌های حداقلی کافی به نظر نمی‌رسد. در سال های گذشته برخی از مؤسسات آموزشی  دوره کارشناسی ارشد " مدیریت اجرایی" را تعریف کردند که در بخش صنعت نقش مؤثری ایفا می‌کند لکن تعداد فارغ‌التحصیلان این رشته در بخش سیمان ابداً قابل مقایسه با تعداد مدیران مورد نیاز نبوده است. اما با این وصف به عنوان یکی از اقدام‌های کاربردی و مناسب می‌تواند مورد توجه باشد. البته باید به این موارد، استفاده از معدودی مدیران با گرایش تخصصی مدیریت در تعدادی از کارخانجات سیمان اشاره کرد. گرچه آمار دقیقی در دست نیست اما با استناد اطلاعاتی که اینجانب از واحدهای تولیدی سیمان تحت پوشش شرکت احداث صنعت دارم می‌توان گفت: کمتر از ده درصداز مدیران شاغل درسیمان دارای مدرک تحصیلی مدیریت هستند و از دیگر سو  به فرض پذیرش اجرای موفقیت آمیز همه دوره‌های فوق‌الذکر و مؤثر دانستن آن ها باید اذعان کرد که نیازمندی واحدهای کنونی و طرح‌های در دست اجرای سیمان به تربیت مدیران آموزش دیده، طراحی برنامه‌های آموزشی مدیریتی در این عرصه را ضروری می‌سازد. ذکر یک چالش تاریخی در این باب شاید بتواند به متولیان سیمان کمک کند، راهکار مناسبتری برگزینند.
در میان صاحب نظران عرصه مدیریت دو رویکرد
( از قدیم‌الایام ) وجود داشته است: رویکرد اول از آن طرفداران " مدیریت عمومی " است که معتقدند، مدیریت علم و هنری است که اصول ثابت و مشخصی دارد. این اصول و مبانی ثابت در هر زمینه‌ای قابلیت اجرا دارد. با فراگیری این مهارت‌ها، صاحب آن می‌تواند در هر زمینه‌ای مدیریت کند؛ بخش صنعت، خدمات تاسیسات، امور شهری، بهداشتی و درمانی ...... . رویکرد دوم به تخصصی کردن مدیریت و شاخه شاخه شدن آن معتقد است . در این رویکرد به جای "مدیریت عمومی "ممکن است ده ها گرایش مدیریتی بوجود آید از قبیل: مدیریت صنعتی، مدیریت بیمه، مدیریت مالی، مدیریت بازرگانی، مدیریت کشاورزی، مدیریت بهداشت و .... اما با فرض پذیرش هر کدام از این دو رویکرد مشکل ما در بخش سیمان حل نمی‌شود. چرا که این بخش از صنعت، همانند سایر بخش‌های اقتصادی کشور پذیرفته است- در بهترین حالت موجود- از دارندگان رشته‌های تحصیلی فنی مربوط به خود استفاده کند و کمتر به سمت جذب تحصیلکردگان مدیریت گرایش پیدا کرده است. همانطوری که در آغاز این مقاله ذکر شد واقعیت‌های صنعت سیمان نشانگر آن است که این بخش، مدیران خود را از میان مهندسین بر می‌گزیند. در چنین حالتی تنها روزنه امید، طراحی دوره‌های آموزش مدیریتی برای مدیران شاغل در بخش سیمان خواهد بود. کما اینکه به منظور پر کردن خلاء، دانش فنی سیمان دانشگاه علم و صنعت به ارائه دوره کارشناسی ارشد مدیریت صنعت سیمان پرداخته است. با عنایت به شناختی که در سال های حضور در بخش سیمان بدست آورده‌ام، تعریف و ارائه یک دوره مدیریتی برای صنعت سیمان را ضروری می دانم.

آنچه درادامه می آید کلیات طرح توجیهی ایجاد این رشته است. به منظورتحقق این امرمی توان  با همکاری دانشگاه ها و مراکز آموزشی مرتبط از جمله دانشگاه صنایع ومعادن-  و تعدادی از کارخانجات سیمان کشوردر قالب دوره‌های پودمانی،  دوره آموزش کارشناسی ارشد مدیریت صنعت سیمان را طراحی و به مورد اجراء گذاشت. این دوره در قالب حداقل 30 واحد درسی به نحوی طراحی می شود که مدیران بخش سیمان، در سطوح مختلف مدیریتی را با اصول و مبانی مدیریت آشنا و آنان را به مهارت‌های مدیریتی مورد نیاز تجهیز نماید. در این طرح مدیران شاغل در صنعت سیمان با گرایش‌های مختلف صنعتی جذب و اجرای آن به نحوی خواهد بود که مدیران در محل کار (آموزش حین کار) به کسب دانش پرداخته و پس از اتمام دوره از مزایای ارتقاء یک مقطع تحصیلی در نظام طبقه‌بندی مشاغل برخوردار شوند. البته مهمترین نتیجه اجرای این دوره  تامین نیاز بخش صنعت به مدیران کارآمد و شایسته است. امری که سایر صنایع نیز با چنین چالشی روبرو هستند و بر متولیان نظام آموزشی کشور است که برای آن تدبیری بیندیشند.

 

 

الف. نیاز سنجی:

     1 . وضعیت فعلی صنعت سیمان وپیش بینی آینده آن در جهان وایران: آمار وارقام مندرج درجدول شماره 1نشان دهنده روند فزاینده تولید، مصرف وصادرات سیمان درجهان است. همانطوری که ملاحظه می شود تولید سیمان درجهان درسال 1990 برابر1107میلیون  تن درسال بوده است درحالی که درسال2004 به 2168 میلیون  تن رسیده است واین یعنی این که تولید سیمان درجهان طی کمتراز15 سال تقریبا دوبرابر شده است. درمورد میزان مصرف سیمان نیز تقریبا این روند به چشم می خورد.ارقام جدول شماره 2 نشانگر آن است که درسال1990 مصرف سیمان جهان 1094 میلیون تن بوده است ودرسال2004 این رقم به 2159 میلیون تن رسیده است که بازهم تقریبا دوبرابرشده است.آمار وارقام غیررسمی سال های 2004 به بعد نیز موید تداوم این روند است.

آمار واطلاعات مربوط به تولید ومصرف سیمان درایران نیز- همانطوری که درجداول پیوست امده است - روندی مشابه روند جهانی را نشا ن می دهد.درحالی که درابتدای دهه شصت تولید سالانه سیمان درکشور حدود 13میلیون تن بود ، در آغاز دهه هفتاد با افزایش 28درصدی به 17 میلیون تن رسید.در طول دهه هفتاد نیز با 72 درصد افزایش،  نیاز کشور به مرز خودکفایی رسید. واینک درسال 1386 تولید سالانه سیمان درایران درقالب 47 کارخانه به بیش از 42 میلیون تن رسیده  است که درمقایسه با آغاز دهه شصت سه و نیم برابر شده است.(جدول شماره 3 ). پیش بینی می شود درابتدای دهه نود ظرفیت سیمان کشور با رشد 100 درصدی به رقمی حدود 80 میلیون تن درسال برسد. به نحوی که  بیش از 40 خط تولید جدید ، 15 طرح بهینه سازی و11 طرح توسعه در ایجاد این ظرفیت ایفای نقش می کنند(جدول شماره4). ناگفته نماند در صورتی که همه مجوزهای صادره از سوی وزارت صنایع ومعادن را مد نظر قرار دهیم وتحقق آن ها را ممکن فرض کنیم تا 10 سال آینده پیش بینی می شود تولید سیمان ایران بالغ بر100 میلیون تن درسال برسد( جدول شماره 5).

 

2 . وضعیت نیروی انسانی شاغل در صنایع سیمان کشور: براساس آخرین آمار منتشره از سوی وزارت صنایع ومعادن در سال 1383 نیروی انسانی شاغل درکارخانجات سیمان درحال تولید بیش از هیجده هزار نفر بوده است. با احتساب کارخانجاتی که در سه سال گذشته به بهره برداری رسیده اند می توان گفت در حال حاضر در 47 کارخانه تولد سیمان کشور بالغ بر22000 شاغل مستقیم وجود دارد. ترکیب این نیروها بدین شرح است : زیر دیپلم 51 درصد ، دیپلم 32 درصد، فوق دیپلم 6 درصد ، لیسانس 10 درصد وفوق لیسانس و بالاتر 1 درصد.آمار فوق فراتر از واقعیت های موجود کشور نیست. به منظور تامین نیروی انسانی مورد نیاز آینده صنعت سیمان کشور می توان گفت چنانچه در شرایط کنونی برای 42 میلیون تن تولید سالانه سیمان 22000 شاغل لازم باشد برای 80 میلیون تن قطعا به بیش از 44000نفر و برای 100 میلیون تن تولید سالانه بیش از 50000 نفر نیروی ماهر لازم است. در سطح مدیریت نیز اگر میانگین مدیران یک کارخانه سیمان یک میلیون تنی را - در سه سطح ارشد، میانی وپایه - 30 نفر تعیین کنیم - که نزدیک به واقعیت است- درحال حاضر برای 47 کارخانه سیمان با ظرفیت های متفاوت اما با 42 میلیون تن تولید بیش از 1200 مدیر توانمند نیاز است ودرآینده نیز برای اداره یکصدکارخانه سیمان به 3000 مدیر نیاز خواهیم داشت. بررسی میدانی 10 کارخانه وابسته به شرکت احداث صنعت نشان می دهد که کمتر از 10 درصد مدیران شاغل در کارخانجات سیمان دارای تحصیلات مدیریتی هستند. اگر بخواهیم با اندکی اغماض این میزان را به کلیه کارخانجات سیمان کشور تعمیم دهیم تقریبا به صورت میانگین قریب 80به  درصد مدیران کارخانجات سیمان را فاقد مهارت های مدیریتی اکتسابی می بینیم. لذا به نظر می رسد اگر سالانه یکصد دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت سیمان پذیرش شود حدود سی سال فرصت لازم است که مدیران کنونی به مهارت های مدیریتی مورد نیاز مجهز شوند. با احتساب خروجی های سالانه ناشی از بازنشستگی و...باید هرسال 300 مدیرجدید به این بخش تزریق شود تا ضمن جبران خروجی ها سطوح مختلف مدیریتی کارخانجات سیمان از مدیران آموزش دیده خالی نباشد.

 

3 . حجم ومیزان سرمایه گذاری درصنعت سیمان کشور: گرچه آمار دقیقی از حجم سرمایه گذاری در کارخانجات سیمان کشوردردست نیست امابا عنایت به میانگین هزینه هرواحد تولیدی سیمان درجهان می توان به میزان تقریبی سرمایه و ارزش ریالی موجود در صنایع سیمان کشور دست یافت. در حال حاضر در کشورهای اروپایی به ازاء ظرفیت هرتن سیمان بین 200 تا 250 دلار هزینه محاسبه می شود. با این شاخص برای احداث یک کارخانه یک میلیون تنی حدود 200 تا 250 میلیون دلار هزینه می شود. با چنین معیاری برای 42 میلیون تن تولید سیمان حدود ده هزار میلیارد تومان سرمایه در کشور اختصاص یافته است وبا پیش بینی ایجاد 40 طرح دیگر با بیش از 50 میلیون تن ظرفیت می توان مدعی شد که تا سال 1400 ارزش حجم سرمایه گذاری در صنایع سیمان کشور به بیش از 25 هزار میلیارد تومان می رسد. اما با عنایت به این که قیمت تمام شده کارخانجات سیمان درکشور ما بسیار پائین تر از میانگین جهانی است این حجم از سرمایه می تواند بین 15 تا 20 هزار میلیارد تومان برآورد شود.

 

4 . نقش آموزش در میزان بهره وری نیروی انسانی شاغل در صنایع سیمان کشور: در مورد ارتباط معنادار بین آموزش وبهره وری در اقتصاد وصنعت تردیدی وجود ندارد.مطالعات انجام گرفته در این مورد،  موید آن است که آموزش منابع انسانی تاثیر به سزایی در کارآیی واثربخشی کارکنان دارد. درحوزه مدیریت نیز این ارتباط معنادار وقابل اثبات است. درتعریف مدیریت گفته شده است: " مدیریت علم وهنراستفاده بهینه از منابع درجهت تحقق اهداف از پیش تعیین شده است". در این صورت بدیهی خواهدبود که برای کسب دانش مدیریتی مهمترین راه، آموزش خواهد بود  و تجربه صرفا می تواند درمورد چگونگی بکاربردن آن دانش موثر واقع شود ولذا آموزش مدیریت از راه تجربه که طرفدارانی درمیان مدیریت ناخوانده ها دارد- هرگز نمی تواندکافی باشد. استفاده بهینه از پول وسرمایه ، استفاده درست از منابع انسانی مستلزم داشتن مهارت های مدیریتی است. روش های برنامه ریزی، روش های سازماندهی، ایجاد انگیزش، هدایت وکنترل همگی نیازمند آموزش است. امروزه درکارخانجات سیمان صرفه جویی درمصرف انرژی وایجاد هم افزایی درمنابع ودرستی کار با ماشین آلات یک ضرورت غیرقابل انکار است. چنانکه درعمل نیز به اثبات رسیده است واحدهای تولیدی که از مدیران تحصیلکرده وآموزش دیده بهره برده اند همواره موفق تر از واحدهایی بوده اند که مدیران آن ها فاقد مهارت های مدیریتی بوده اند. اصولا وجود ده ها وصدها مرکز عالی آموزش مدیریت در ایران و هزاران مرکز درجهان به خودی خود ضرورت پرداختن به آموزش مدیران بنگاه های اقتصادی- از جمله کارخانجات سیمان را توجیه می سازد. چراکه درغیراین صورت همانطوری که گفته شد وجود این همه مراکز آموزشی عبث و بیهوده خواهد بود، امری که اجماع جامعه بشری برآن بعید است!

 

ب . نتایج وپیامدهای ایجاد رشته کارشناسی ارشد مدیریت سیمان: برای آنکه به نتایج حاصله از ایجاد رشته کارشناسی ارشد مدیریت سیمان پی ببریم باید اشاره کنیم که درصورت تربیت مدیران مورد نیاز صنعت سیمان کشور مشکل ناکارآمدی وپائین بودن بهره وری کارخانجات سیمان رفع خواهدشد چراکه علت العلل این مشکلات عدم استفاده بهینه از منابع است و آموزش دوره های مدیریت بدین منظور است که مدیرانی تربیت شوند که بتوانند از منابع استفاده بهینه وبا کارآیی واثربخشی بالا نمایند.اشتغال بیش از 80 درصد از مدیران فنی مدیریت ناخوانده درکارخانجات سیمان کشور به خوبی فقدان یک امرضروری را عیان می سازد.لذا بدیهی خواهد بود که به عنوان شرط لازم ونه کافی- باید مدیران کنونی وآتی صنعت سیمان با مهارت های مدیریتی مناسب این صنعت آشنا شوند.ایجاد رشته کارشناسی ارشد مدیریت سیمان می تواند مشکل فقدان ویا کمبود- مدیران آموزش دیده صنایع سیمان کشور را رفع کند.

 

ج . ارتباط رشته "  کارشناسی ارشد مدیریت سیمان" باسایر رشته های مشابه: برای اینکه مشترکات واختلافات این رشته با سایر رشته های مشابه را بشناسیم لازم است درابتدا به سایر رشته های مشابه اشاره کنیم.از زمانی که " مدیریت" به عنوان یک رشته آکادمیک مورد توجه نظام آموزشی دنیا قرار گرفته است تا امروز گرایش های مختلفی نظیر: مدیریت دولتی، مدیریت صنعتی، مدیریت بازرگانی، مدیریت مالی، مدیریت بیمه و... در سطوح کارشناسی، کارشناسی ارشد ودکترا در مراکز آموزش عالی ایجاد شده وهرساله هزاران داوطلب وارد این عرصه می شوند. همانطوری که مشاهده می شود فرض اولیه این رشته ها تحصیل داوطلبان رشته مدیریت در سطوح مختلف مدیریت است. گرچه هیچ محدودیتی برای ادامه تحصیل دارندگان مدرک کارشناسی سایر رشته ها در دوره کارشناسی ارشد و دکترا وجود ندارد. با این وصف از دو دهه اخیر این تفکر درمیان فارغ التخصیلان فنی وغیر مدیریتی بوجود آمد که برای کسب مهارت های " کسب درآمد" در دوره های ویژه مدیریتی شرکت نمایند. در واقع رشته " ام.بی.ای" پاسخی بود به این تقاضا. از آن پس رشته "ام.بی.ای" برای تربیت مدیران فنی در مراکز عالی آموزش ایجادشد. اما همانطوری که از بدو امر به خوبی استنباط می شود ایجاد چنین رشته ای با رویکرد مدیریت عمومی بود.یعنی با وجود ده ها وصدها گرایش فنی یک دوره برای آموزش مهارت های عمومی مدیریت ایجادشد.لذا به تدریج گرایش های مختلفی متناسب با حوزه های کاری مدیران دررشته "ام.بی.ای" بوجود آمد بطوری که امروزه تا30 گرایش در سطح دنیا به چشم می خورد ازجمله" مدیریت اجرایی، مدیریت سیستم ها وبهره وری، مدیریت استراتژیک،مدیریت منابع انسانی ، سیستم های اطلاعات مدیریت و..." در همه این رشته ها با اندکی تفاوت دروس مربوطه درسه دسته تقسیم بندی می شود که دوبخش آن مشترک ویک دسته آن اختصاصی آن گرایش است.البته یک پروژه نیز وجود خواهد داشت که دانشجویان درپایان درس ارایه خواهند دادو گروه بندي دروس دوره كارشناسي ارشد به شرح زیر است که حدود 50 واحد درسی را دربر می گیرد:

الف- دانش زير بنائي مديريت                         19 واحد

ب- دانش عمليات پنجگانه مديران                   15 واحد

ج- دانش يك حوزه تخصصي                          21 واحد

د- پروژه كارشناسي ارشد                              3 واحد

نکته حائز اهمیت این است که درحوزه فنی غالبا مقوله هایی نظیر:

اقتصاد مديريت  ،  مديريت بازاريابي   ، مديريت تكنولوژي ،  مدیریت استراتژیک ، مديريت توسعه منابع انساني  مديريت سيستم ها   ، مديريت اطلاعات ، عمليات   كارآفريني   و مديريت مالي  مطرح می شود.

 

د . سابقه رشته " کارشناسی ارشد مدیریت سیمان" در ایران وجهان:  چنانکه پیشتر گفته شد رویکرد حاکم بر دوره های رایج "ام.بی.ای" رویکرد عمومی مدیریت است.آنچه در این طرح برآن تاکید می رود ، رویکرد تخصصی مدیریت است بدین نحو که اولا درحوزه تخصصی وفنی به آن شاخه از صنعت تاکید شود که مدیر درآن اشتغال دارد. به عنوان مثال درصنعت سیمان ، دانشجو به جای مطالعه حوزه های سیستم ومنابع انسانی و... بامحیط سیمان آشنا شود.چرا که یک مهندس برق یا مکانیک یا صنایع ابدا دردوران تحصیل خود وارد چنین عرصه ای نشده است . ثانیا محتوای دروس تخصصی مدیریتی به نحوی طراحی شود که دانشجو احساس کند یک واحد تولید سیمان را مدیریت می کند.به عنوان مثال در برنامه ریزی یا سازماندهی وسیستم کنترل و...به صورت کاملا مانوس مدیریت صنعت سیمان را بیاموزد نه اینکه اطلاعاتی کلی در مورد یک سازمان را. با این رویکرد می توان ادعا نمود که طرح حاضر یک طرح نو وجدید است وتاحال درهیچیک از مراکز آموزشی داخلی اجرا نشده است.البته درکشورهای دیگر ازجمله درژاپن روش های خاصی برای تربیت مدیران مورد نیاز بخش های صنعت اجرا می شود که به کل نظام آموزشی آن کشورها مربوط است ودر صورت اقتدا به آن روش ها باید نظام آموزشی حرفه ای کشور دچار تغییر شود که پرداختن به آن از حوصله این متن خارج است.  نکته حائز اهمیت دیگر اینکه دانشجویان این دوره مدیران ویا کارشناسانی هستند که درحال اشتغال درصنعت سیمان هستند واین دوره را ضمن خدمت وحین خدمت می گذرانندویعنی کلاس های درس نه درمحیط دانشگاه بلکه درمحل کار وبصورت پودمانی برگزار می شود. به همین خاطر نیازمند طراحی جدی وکارشناسی با همکاری مدیران وکارشناسان کنونی سیمان است و طراحی دروس ومحتوای آن ها باید در یک تحقیق میدانی انجام شود.درحال حاضردر ايران چند دوره در مراكزعالی آموزش  ازجمله در مراکز زير ارائه مي شود كه از طريق كنكور سراسری دانشجو پذیرش می کنند اما رویکرد آنان عمومی است ونه تخصصی وحوزه ای:  

دانشگاه صنعتي شريف    *   دانشگاه تهران  *

  دانشگاه صنعتي شاهرود *  موسسه آموزش عالي غير انتفاعي و غير دولتي كيش *

   دانشگاه صنعتي مالك اشتر*دانشگاه علوم و فنون مازندران     *

 *   دانشگاه تهران _ شبانه      *   دانشگاه صنعتي شاهرود شبانه    * سازمان مدیریت صنعتی

 *   مرکز آموزش یازرگانی و ..... 

*کلیات این طرح درجلسه ای با حضوراینجانب و آقایان دکترسلیمی ودکتر رهی از دانشگاه صنایع ومعادن مورد بررسی قرار گرفت ومقررشد درصورت تائید شورای تصمیم گیری دانشگاه فاز اول آن با موضوع طراحی عناوین دروس وسرفصل های آن اجرا  و درفازهای بعدی برای اخذ مجوز از وزارت علوم اقدام شود 

نوشته شده توسط سید هاشم هدایتی  | لینک ثابت |