ادامه معرفی پژوهش های ایرانی
در قسمت اول تعدادی از پژوهش های محققان ایرانی حول مدیریت استراتژیک در وبلاگ درج شد
اینک چند نمونه دیگر
علاوه بر موارد مذکور درقسمت اول پژوهش هاي ديگري نيز به چشم خورد که تقريباً مرتبط با موضوع رساله دکترای من بودند از جمله رساله خانم اعظم رحيمي نيک دانشجوي دکتراي مديريت دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران با عنوان (الگوي مديريت درايران ـ الگوي متافيزيک) که درسال 1377 اجراء شده است. پرسش اصلي اين رساله عبارت است از : (چه الگويي براي مديريت در ايران مناسب است؟) و بر اين اساس فرضيه زير ساخته شده است: (الگوي مناسب براي مديريت عالي در ايران، مديريت متافيزيک و فرا اطلاعاتي است که مبتني بر راست مغزي و تصميم گيري شهودي و موجب موفقيت مديران در تصميم گيري هاي استراتژيک خواهد شد.) (رحيمي نيک، 1377، ص 4-72) محقق پس از انجام مراحل پژوهش نتيجه ميگيرد که: بهترين سبک مديريت براي مديران ارشد سازمانهاي ايران مديريت متافيزيک است که تصميمهاي آن بر مبناي شهود و الهام بوده و راست مغز است و اعلام ميدارد فرضيات وي به شرح زير مورد تائيد قرار گرفته است:
1ـ تصميم گيري مديران موفق عمدتاً شهودي است.
2ـ مديران موفق راست مغز هستند.
3ـ از ميان شاخصهاي تصميم گيري شهودي، آرمان خواهي و تمسک به رويا بيشترين ارتباط معنيدار را با موفقيت مديران دارد لذا توصيه ميکند (مديران راست مغز براي مشاغل عالي و مديران چپ مغز براي سطوح پائين انتخاب شوند و به جاي تصميم گيري بر مبناي اطلاعات، آرمانخواهي را مبناي تصميم گيري قرار بدهند.) (رحيمي نيک، 1377، ص -251)
سليمان ايران زاده دانشجوي دکتراي مديريت دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران در رساله دکتري خود تحت عنوان (بررسي نقش فرهنگ سازماني بر روي فرآيند مديريت) در سال 1377 ضمن مطالعه فرهنگ براساس چهار بعد مدل هافستد کوشش کرده است به نحوي به ارتباط بين فرهنگ سازماني و فرآيند مديريت بپردازد (ايران زاده، 1377)
سيدعباس کاظمي دانشجوي دکتراي مديريت دانشگاه تربيت مدرس در رساله خود با عنوان (طراحي الگوهاي اثربخشي سازماني با تاکيد بر معيارهاي فرهنگ سازماني) در سال 1375 با هدف طراحي الگوهاي سنجش اثربخشي سازمان با تاکيد بر معيارهاي فرهنگ سازماني و نيز بسط الگو به سطح مديريتي جهت بررسي تاثير فرهنگ سازماني بر نقشهاي مديران در چارچوب الگوهاي سنجش اثربخشي سازماني جهت اثربخشي مديران (و در پي جويي اين پرسش که) صاحب نظران و محققين مديريت رابطه معيارهاي فرهنگ سازماني و اثربخشي سازماني را چگونه درک ميکنند و آيا اين معيارها قابل ساماندهي در چهارچوب الگوي چند بعدي هست يا خير؟ سه فرضيه زير را مطرح ميکند:
1- معيارهاي فرهنگ سازماني و اثر بخشي در چارچوب يک الگوي چند بعدي قابل سازماندهي هستند.
2- معيارهاي فرهنگ سازماني و اثر بخشي با توجه به الگويي که در آن قرار ميگيرند داراي همبستگي هستند.
3- همبستگي مثبت معيارهاي فرهنگ سازماني و اثر بخشي سازماني باعث افزايش اثربخشي سازماني ميشوند. (کاظمي، 1375، ص 5)
وي با استفاده از مدل اسکات که شامل دو متغير (ميزان انعطاف پذيري و ميزان توجه به داخل يا خارج از سازمان) است پژوهش خود را به انجام رسانده و نتيجه ميگيرد که (الگوهاي سنجش اثر بخشي با تاکيد بر معيارهاي فرهنگ سازماني، الگوي کار سازماني نقشهاي مديران در چارچوب ارزشهاي چند گانه با تاکيد بر معيارهاي فرهنگ سازماني قابل ساماندهي است و با بهبود فرهنگ سازماني، اثربخشي سازماني افزايش مييابد.) (کاظمي، 1375، ص 205-189)
پژوهش ديگري که تا حدي به موضوع اين رساله مرتبط است رساله محمد زاهدي دانشجوي دكتراي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران است که عنوان آن (بررسي ارتباط فرهنگ سازماني و کارآيي سازماني در شرکتهاي بيمه) است. وي اعلام ميدارد "در اين رساله ارتباط بين فرهنگ سازماني و کارآيي در شرکتهاي بيمه مورد بررسي قرار گرفته است و جامعه آماري آن شرکتهاي بيمه آسيا، ايران، البرز، دانا و شعب آنها در تهران بوده است." براي اندازه گيري کارآيي از تکنيک DEA استفاده شده و براي سنجش فرهنگ از پرسشنامه فرهنگ (مبتني بر مدل هافستد) بهره گرفته شد. وي نتيجه ميگيرد تحليلها نشان دهنده آن است که تفاوت در کارآيي شرکتهاي بيمه تنها با يک متغير از متغيرهاي مربوط به انطباق پذيري در فرهنگ سازماني يعني کاغذ بازي قابل تبيين است (زاهدي، 1380، ص 1) زاهدي که اهداف پژوهش خود را (1ـ سنجش فرهنگ سازماني شرکتهاي بيمه 2-اندازه گيري کارآيي شعب و شرکتهاي بيمه و 3ـ بررسي چگونگي رابطه اين فرهنگ سازماني و کارآيي در شرکتهاي مورد مطالعه و با توجه به چارچوب نظري) بيان ميکند، براي طراحي چارچوب نظري پژوهش از همان مدل رايج هال و اسکات و ديگران بهره برده و به شکل زير طراحي کرده است.
|
ميزان تغيير ديدگاهها |
انعطاف پذيري |
ثبات |
|
خارجي |
انطابق پذير |
رسالتي |
|
داخلي |
درگير شدن |
سازگاري |
چارچوب نظري مدل دكترزاهدي (زاهدي، 1380، ص 11)
زاهدي در مورد چهار حالت ممکن مزبور که مورد پرسش قرار گرفتهاند، به اين نتيجه ميرسد که با وجود تفاوت در کارآيي شرکتهاي بيمه مورد مطالعه تفاوت متناسب با آن در ابعاد مورد نظر فرهنگ سازماني ملاحظه نشده است (زاهدي، 1380، ص 170)
دکتر صاحب بدري پشته دانشجوي دکتر اي مديريت مرکز آموزش مديريت دولتي تهران در رساله خود که در سال 1381 پايان يافت با عنوان (ارايه الگوي مديريت تعارضي با تاکيد بر عوامل فرهنگ سازماني) ارتباط بين سبکهاي مديريت تعارضي (سبک عدم مقابله ـ سبک کنترلي و سبک راه حل گرايي) و سه بعد از ابعاد فرهنگي مدل هافستد (فاصله قدرت ـ جمع گرايي فردگرايي و ابهام گريزي) را مطالعه کرده است. وي از الگوي نظري هافستد براي مطالعه ابعاد فرهنگي سازمانهاي جهاد سازندگي ـ آموزش و پرورش ـ کشاورزي ـ شهرداريها و شرکت مخابرات در استانهاي زنجان، گيلان و لرستان بهره گرفت و از الگوي يوتنام و ويلسون براي مطالعه سبکهاي مديريت تعارضي و از الگوي تعديل شده کوزان براي سنجش ارتباط هر يک از سبکهاي تعارضي با ابعاد فرهنگي استفاده نمود. (بدري پشته، 1381، ص 8ـ5)
طرح استراتژي صنعتي ايران: دکتر مسعود نيلي با همکاري 67 محقق که پانزده نفر آنان داراي درجه تحصيلي دکتري بودند طي 2 سال (2ـ1380) طرح استراتژي توسعه صنعتي ايران در يازده پروژه تحت عناوين زير را اجرا کردند:
1ـ بررسي اصول و الزامات محيطي فضاي توسعه صنعتي
2ـ ساختار صنعت و سياستهاي صنعتي
3 ـ ويژگيها، پيامدهاي الزامات ناشي از جهاني شدن اقتصاد
4ـ بررسي اثرات تحولات متغييرها و عوامل سياست گذاري اقتصاد کلان در توسعه صنعتي
5ـ مطالعه آماري زير بخشهاي صنعت کشور از ديد فرد
6 ـ بررسي راههاي توسعه و تجهيز منابع سرمايهگذاري در بخش صنعت
7 ـ بررسي قوانين تاثيرگذار بر بخش صنعت
8ـ بررسي عوامل موثر بر رشد و توسعه صنايع کوچک و متوسط و نقش آنها در توسعه اقتصاد ايران
9 ـ بررسي راهکارهاي ارتقاء مسئولان مديريتي و سياست گذاري بخش صنعت
10ـ خصوصي سازي و ساماندهي بنگاههاي دولتي
11 ـ طراحي چارچوب ملي جهت سرآمدي عملکرد بنگاههاي صنعتي
هر يک از پروژههاي فوق زير نظر يکي از اساتيد با رشته تحصيلي ذيربط اجراء شد: از نظر مدير ارشد طرح، مطالعاتي تدوين استراتژي توسعه صنعتي کشور با وجود آنکه توسط کساني تهيه و تدوين شده است که بخش اعظم زندگي علميشان را صرف انجام تحقيقات کردهاند به دلايلي درتاريخ فعاليتهاي تحقيق کشور، تجربهاي کاملاً نو و درنوع خود منحصر به فرد تلقي ميشود: اول اينکه براي اولين بار تدوين ميشود و لذا متدولوژي آن هم کاملاً جديد است. دوم آنانکه تا کنون تحقيقي با اين گستردگي و تنوع موضوع در کشور صورت نگرفته است. سوم آنانکه گروه پژوهشي با اين ترکيب در نوع خود کم نظر است. (نيلي و همكاران، 1382، ص 6ـ5)
سند استراتژي توسعه صنعتي کشور گرچه با تعريف آن در يازده پروژه نسبتاً مجزا از هم به نوعي جزاير جداگانهاي را تشکيل دادند که طرح رااز انسجام لازم خارج ساخت و در هر پروژه فرآيند عقلايي تدوين استراتژي توسط نخبگان پيگيري شد اما تلاش شده است تا در نهايت اين جزاير انسجام يابند. مراحل اجراي اين طرح به شرح زير است:
1- بررسي روند تحولات اقتصادي صنعتي ايران و جهان
2- ترسيم چشم انداز مطلوب توسعه صنعتي کشور
3- تبيين استراتژي عمومي توسعه صنعتي کشور
4- تبيين استراتژي توسعه صنعتي در حوزههاي مختلف صنعتي (نيلي و همکاران، 1382، ص 31 – 19)
همانطوريکه ملاحظه ميشود تقريباً در اين طرح نيز فرآيند تدوين استراتژي عقلايي پيگيري شده است. ابتدا وضعيت موجود با عنايت به نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهديدها ترسيم شده و سپس براساس اين وضعيت، چشمانداز صنعت کشور و استراتژيهاي عمومي وبخشي آن تدوين شده است.
|
محقق |
عنوان پژوهش |
پرسش اصلي |
روش تحقيق |
نتايج حاصله |
|
شانهساززاده – داوري |
مديريت استراتژيک از تئوري تا عمل |
چگونه ميتوان يک مدل استراتژيک جامع توسعه يافته طراحي کرد؟ |
توصيفي - استنباطي |
ارايه مدل DLSM |
|
امير حاجي احمدي |
طراحي الگوي برنامه ريزي استراتژيک بر مبناي پويايي تقاضاي نيروي انساني متخصص در جهاد کشاورزي |
عوامل موثر بر برنامه ريزي استراتژيک کدامند؟ |
توصيفي - استنباطي |
رابطه معناداري بين عوامل فرهنگي و وضع موجود سازمان وجود دارد. |
|
عليمحمد احمدوند |
طراحي و تببين الگويي براي تدوين استراتژي در سازمانهاي بزرگ و پيچيده |
چه رويکردي با توجه به شرايط خاص سازماني براي تدوين استراتژي در سازمانهاي بزرگ مناسب است؟ |
توصيفي - استنباطي |
روش تدوين استراتژي با ميزان تلاطم محيطي داراي رابطه معناداري است |
|
لطفاله فروزنده دهکردي |
تدوين برنامه ريزي استراتژيک براي توسعه صنعت در استان چهارمحال و بختياري |
چه روشي براي برنامه ريزي استراتژيک صنعت در استان چهارمحالوبختياري وجوددارد؟ |
توصيفي - استنباطي |
پيشنهاد يک مدل براي تدوين استراتژي صنعتي در استان چهار محال و بختياري |
|
حسين دهقاني پور |
طراحي و تببين مدل فرآيند تصميمگيري استراتژيک در نظام جمهوري اسلامي ايران |
چه رابطه معنا داري بين نقش مديران و اثر بخشياستراتژيک وجوددارد؟ |
توصيفي - استنباطي |
نقش مديران يا مجموعه ويژگيها و ارزشهاي شخصي در اثر بخشي تصميمها بيشتر از ساير عوامل است |
|
محمد رضا ملکي |
طراحي الگوي برنامه ريزي استراتژيک براي سازمان بيمه خدمات درماني |
کدام مدل برنامه ريزي براي تدوين استراتژي سازمان بيمه خدمات درماني مناسب است؟ |
توصيفي - استنباطي |
پيشنهاد يک مدل مناسب براي تدوين استراتژي سازمان خدمات درماني کشور |
|
اسداله کرد نائيج |
طراحي و تبيين مدل تعاملي استراتژي،فرهنگ سازماني و محيط در سازمانهاي صنعتي کشور |
فرهنگ سازماني و محيط چه رابطهاي با استراتژي سازمانهاي صنعتي کشور دارند؟ |
توصيفي - استنباطي |
بين استراتژي،فرهنگ سازماني و محيط آن ارتباط تعاملي وجود دارد. |
|
اعظم رحيمي نيک |
الگوي مديريت در ايران |
چه الگويي براي مديريت در ايران مناسب است؟ |
توصيفي - استنباطي |
بهترين سبک مديريت براي مديران ارشد ايران مديريت متافيزيک است که تصميمهاي آن بر مبناي شهود و الهام بوده و راست مغز است. |
|
محمد زاهدي |
بررسي ارتباط فرهنگ سازماني و کارآيي سازمان در شرکتهاي بيمه کشور |
چه رابطهاي بين فرهنگ سازماني و کارآيي سازماني در شرکتهاي بيمه وجود دارد؟ |
توصيفي - استنباطي |
با وجود تفاوت در کارآيي شرکتهاي بيمه مورد مطالعه تفاوت مناسب با آن در ابعاد مورد نظر فرهنگ سازماني ملاحظه نشد. |
|
مسعود نيلي و همکاران |
طراحي استراتژي توسعه صنعتي ايران |
چه استراتژيهايي براي توسعه صنعتي ايران مناسب است؟ |
توصيفي - استنباطي |
ارايه سنداستراتژي صنعتي ايران |
|
سيد هاشم هدايتي |
ارايه مدل تدوين استراتژي سازماني مبتني بر فرهنگ |
مدل تدوين استراتژي مناسب مناطقمختلف ايران کدام است؟ |
توصيفي - استنباطي |
ارايه مدل تدوين استراتژي مناسب براي مناطق مختلف ايران |
شكل مقايسه پژوهشهاي مرتبط با موضوع رساله

