معرفی تعدادی از پژوهش های ایرانی
در یادداشت های قبلي نظريههايي را معرفي کرديم که ارتباط بين فرهنگ و استراتژي و يا به عبارت ديگر تاثير فرهنگ سازماني بر مدلهاي تدوين استراتژي را مورد توجه قرار دادهاند. در اين بخش کوشش ميشود به پژوهشهايي بپردازيم که در ايران حول استراتژی ارايه و اجراء شدهاند. مطالعه در مورد اينکه در ايران که قلمرو جغرافيايي پژوهش حاضر است تاکنون چه تحقيقاتي انجام شده است ضرورت دارد. در اين زمينه شايد معتبرترين کانال و منبع، پايان نامههاي مراکز عالي آموزش و پژوهش کشور است. وجود دهها طرح تحقيقاتي در مقطع فوق ليسانس، محقق را با انبوهي از منابع مواجه ساخت که عليالقاعده پرداختن به همه آنها نه ضروري و نه ممکن بود به ويژه از آنجا که محور اصلي رساله دکترای من استراتژي بود و در اين زمينه در مقطع فوق ليسانس کار علمي قابل استنادي مشاهده نشد لذا به بررسي پايان نامههاي مقطع دکترا (Ph.D) اکتفا ميشود.
در اين جهت ضمن مراجعه مستقيم به دانشگاههاي علامه طباطبائي، تهران، تربيت مدرس، شهيد بهشتي، واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي و موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامهريزي، ليست کاملي از پايان نامههاي دکتراي رشته مديريت، با گرايشهاي مختلف استخراج شد. در نهايت يازده پاياننامه، که كاملاً يا نسبتاً به موضوع پژوهش حاضر مرتبط بود، انتخاب شد. به اختصار به معرفي آنان خواهيم پرداخت. لازم به توضيح است؛ در کنار اين پاياننامهها دو سند مکتوب ديگر مورد استناد قرار گرفت که به نحوي ميتوانند در مطالعه پيشينه اجرايي موضوع موثر واقع شوند. کتاب مديريت استراتژيک نوشته آقاي شانه ساززاده و خانم دردانه داودي که طرح کامل شده يک پژوهش ميداني در مورد مدل تدوين استراتژي در ايران است و ديگري سند طرح استراتژي توسعه صنعتي کشور که تا حدي آشنايي با آنان ميتواند در تنظيم مدل پيشنهادي ما، موثر باشند.
1- محمد حسن شانه ساز زاده و دردانه داوري، نتيجه پژوهش خود را در يکي از سازمانهاي بزرگ کشور در يک مدل تلفيقي برنامهريزي استراتژيک طراحي و سپس در کتابي با عنوان (مديريت استراتژيک از تئوري تا عمل ) (شانهساز زاده و داوري 1380) منتشر ميسازند. در اين کتاب پس از ارايه مفاهيم مديريتي و معرفي تعدادي از مدلهاي تدوين استراتژي در فصل سوم (يک مدل برنامهريزي استراتژيک تلفيقي) ارايه ميشود. محققان اجرا شدن اين مدل در يکي از شرکتهاي بزرگ خدماتي کشور را که پژوهشي بوده است براي پايان نامه کارشناسي ارشد دردانشکده فني دانشگاه تهران در سال 1377اعلام داشتهاند. اين مدل (DLSM) (Developed inclusive strategic model) مدل استراتژيک جامع توسعه يافته نام گرفته است که تلفيقي است از چهار مدل برنامه ريزي استراتژيک (Space ـ پورتقوليو،تحليل SOWT و PiP) و در چهارده مرحله اجرا ميشود که عبارتند از :
1ـ تشکيل کميته راهبري
2ـ شناخت سازمان 3ـ تعيين موقعيت سازمان در منحني دوره عمر سازمان
4ـ بررسي ماموريت و اهداف شرکت
5ـ تحليل درون سازمان
6ـ تحليل محيط سازمان
7ـ تعيين استراتژي کلان سازمان
8ـ تحليل SWOT
9ـ تحليل نيروهاي بازدارنده و ترغيب کننده
10ـ بررسي موقعيت استراتژيک داخلي و خارجي سازمان
11ـ تعيين استراتژيهاي ماتريس ADL
12ـ جمعبندي، اولويتبندي و عملياتي کردن استراتژيهاي انتخاب شده (شانهساز زاده و داوري، 1380، ص 142 و 115)
2ـ دکتر امير حاجي احمدي دانشجوي دکتراي مديريت دانشگاه تربيت مدرس تهران، در رساله دکتراي خود تحت عنوان (طراحي الگوي برنامهريزي استراتژيک بر مبناي پويايي تقاضاي نيروي انساني متخصص در حوزه وزارت جهاد کشاورزي) ضمن طرح اين پرسش که "عوامل موثر بر فرآيند برنامه ريزي استراتژيک کدامند؟" چهارده فرضيه را حول عواملي چون نياز اجتماعي فراگيران، نياز واقعي زيربخشها، تکنولوژي، قوانين و مقررات سياست و اقتصاد بيان کرده است. سه فرضيه وي مستقيم به فرهنگ و عوامل محيطي برميگردد که عبارتند از:
ـ عوامل فرهنگي بر برنامهريزي استراتژيک آموزشي اثرگذار است.
ـ برنامه ريزي استراتژيک آموزشي مبتني بر تجزيه و تحليل عوامل محيط عمومي است.
ـ عوامل محيط اختصاصي سيستم آموزشي بر برنامهريزي استراتژيک اثرگذار است. (حاجي احمدي، 1380، ص 7)
وي پس از ارايه مدل پيشنهادي خود با استفاده از مدل Tows به اين نتيجه ميرسد که تاثير عوامل تکنولوژيکي بر سيستم برنامهريزي استراتژيک آموزشي بيشتر از ساير عوامل است. با اين وصف رابطه معنا دار بين عوامل فرهنگ و وضع موجود تائيد ميگردد. (حاجي احمدي، 1380، ص 122)
3ـ دکتر عليمحمد احمدوند دانشجوي دکتراي مديريت دانشگاه تهران، در رساله خود تحت عنوان (طراحي و تبيين الگويي براي تدوين استراتژي در سازمانهاي بزرگ و پيچيده) که در سال 1378 اجرا شده است پرسشهايي را مطرح ميسازد از جمله اين که: «چه رويکردي با توجه به شرايط خاص سازماني براي تدوين استراتژي مناسب است؟» و بر اين اساس فرضيههايي را پيشنهاد ميکند که فرضيه مرتبط با موضوع ما عبارت است از «روش تدوين استراتژي با ميزان تلاطم محيطي (عدم قاطعيت) داراي رابطه معناداري است.»
محقق با اين نگرش که تدوين استراتژي ميبايست بعنوان فرايندي که دائماً در حال يادگيري است، و توسط ساختار و فرهنگي که تغيير و يادگيري مستمر را ارتقاء ميدهد پشتيباني شود، اظهار ميدارد که «تدوين استراتژي بايد در قالب اجراي آن مورد توجه قرار بگيرد.» انتخاب 46 سازمان بزرگ و مصاحبه با بيشتر از 40 خبره، محقق را به اين نتيجه ميرساند که :
اولاً هر چه تلاطم محيطي در ابعاد وابستگي منابع و عدم قطعيت بيشتر باشد ساختار يافتگي متدولوژي تدوين استراتژي کمتر است.
ثانياً هر چه رسميت بالاتر و تلاطم محيطي کمتر باشد (ثبات نسبي) ساختار يافتگي روش تدوين استراتژي افزونتر است.
ثالثاً هر چه تلاطم محيطي بيشتر و رسميت ساختار سازماني کمتر باشد روش تدوين استراتژي به سمت ساخت يافتگي کمتر حرکت ميکند (به سمت رويکردهاي توصيفي نظر مکتب يادگيري مطابقت دارد) لذا آن دسته از سازمانهايي که به دنبال تعيين اهداف اساسي بلند مدت و شيوه کار تخصيصي منابع جهت کسب اهداف هستند به دليل غلبه تفکر برنامه ريزي استراتژيک قبل از بررسي اينکه آيا اين راه انتخاب شده با شرايط خاص سازمان مطابقت دارد، به عنوان الگو و مکتب مسلط در تدوين استراتژي پذيرفته شده و غالباً به دليل عدم مطابقت با شرايط جدايي تفکر از اقدام و طرح از اجرا در مقام عمل با شکست مواجه ميشود (احمد وند، 1378، ص 179)
4ـ دکتر لطف الله فروزنده دهکردي دانشجوي دکتراي مديريت دانشگاه تهران، در رساله دکتراي خود تحت عنوان (تدوين برنامهريزي استراتژيک براي توسعه صنعت در استان چهارمحالوبختياري) در سال 1378 تلاش کرده است يک مدل مناسب براي تدوين استراتژي صنعت در استانهاي کشور ارايه دهد. اهداف پژوهش وي: (ايجاد تفکر استراتژيک در مديران صنعتي، دستيابي به مبنايي براي تشخيص مزيتهاي استان، شناخت وضعيت موجود، تعيين نقاط قوت و ضعف و توانمنديهاي محيطي و تدوين استراتژي مناسب جهت حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب) نام برده شده و هدف اصلي (تدوين استراتژي مناسب جهت سياستگذاري و نظارت بر واحدهاي صنعتي و حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب) عنوان شده است؟ (فروزنده،1378، ص 24)
بر اين اساس چهار پرسش براي پژوهش به شرح زير مطرح شده است:
1ـ چه روش يا روشهايي براي برنامه ريزي استراتژيک صنعت در استان با استفاده از منابع استراتژيک داخلي مناسب است؟
2ـ با توجه به منابع استراتژيک، عليالاصول گسترش کداميک از گروههاي صنعتي استان قابل دفاع است؟
3ـ براي توسعه صنعت در استان با توجه به منابع استراتژيک کداميک از تکنولوژيهاي توليد قابل توجيه است؟
4ـ برنامهريزي استراتژيک پيشتاز براي توسعه صنعتي منطقه چه ابعادي ميتواند داشته باشد (فروزنده،1378، ص 8-47)
فروزنده ضمن معرفي انواع مدلهاي برنامه ريزي استراتژيک از جمله مدل کوئين، ذينفعها، برنامهريزي جامع، اندروز، پورتر، رايت، هيل، ديويد، GE, BCG و Tows مدل پيشنهادي خود که در واقع بازخواني و ترکيبي از مدلهاي رايج است را به شرح زير ارايه ميدهد.
استراتژي تحول صنعت در استان بايد داراي ويژگيهاي زير باشد:
1ـ بر مبناي منابع استراتژيک محيط داخلي استان باشد
2ـ استراتژي بيشتر تهاجمي باشد
3ـ استراتژي بر مبناي توسعه تکنولوژي منطقه تدوين شود.
4ـ گروه صنايع مناسب با منابع استراتژيک محيط داخلي تدوين شود.
5ـدکتر حسين دهقانيپور دانشجوي دکتراي مديريت دانشگاه تهران، در رساله دکتراي خود تحت عنوان (طراحي و تبيين مدل فرآيند تصميمگيري استراتژيک در نظام جمهوري اسلامي) در سال 1378 تلاش کرده است فرضيه (مدير بيشترين ارتباط مثبت معني دار را با اثر بخشيهاي استراتژيک دارد) را مورد سنجش قرار داد.
گرچه گرايش نامبرده خط مشيگذاري است اما با استفاده از مدلهاي رايج تدوين استراتژي ضمن سنجش ميزان اثر گذاري انواع محيطهاي خارجي و داخلي و وظيفهاي به اين نتيجه رسيده است که نقش مديران با مجموعه ويژگيها و ارزشهاي شخصي در اثر بخشي تصميمها، بيشتر از ساير عوامل است. (دهقاني پور، 1378، ص 15-13)
6ـ دکتر محمدرضا ملکي دانشجوي دکتراي مديريت دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران، در رساله خود با عنوان (طراحي الگوي برنامهريزي استراتژيک براي سازمان بيمه خدمات درماني) در سال 1380 تلاش کرده است ضمن بررسي اغلب مدلهاي نظري برنامهريزي استراتژيک از جمله مدلهاي استونر، برايسون و مدل WTO به تدوين استراتژي سازمان مورد نظر پرداخته و با استفاده از مدلهاي رايج استراژيهاي پيشنهادي خود را ارايه دهد.
7ـ شايد بتوان گفت مرتبط ترين رساله دکترا از ميان کليه رسائلي که از دانشگاههاي تهران مشاهده شد با موضوع پژوهش حاضر، رساله دکتراي اسداله کردنائيج است که در سال 1380 در دانشگاه تربيت مدرس تهران اجرا شده است. اين رساله که عنوان آن (طراحي و تبيين مدل تعاملي استراتژي، فرهنگ سازماني و محيط در سازمانهاي صنعتي کشور) است اهداف زير را پي گرفته است:
1ـ تعيين نوع محيط سازمانهاي صنعتي کشور
2ـ تعيين نوع محيط فرهنگ سازماني حاکم بر سازمانهاي صنعتي کشور
3ـ تعيين نوع استراتژي بکار گرفته شده در سازمانهاي صنعتي کشور
4ـ هدف اصلي «طراحي و تبيين مدل تعاملي استراتژي، فرهنگ سازماني و محيط در سازمانهاي صنعتي کشور» نام برده شده است. براين اساس چهار پرسش و چهار فرضيه به شرح زير طراحي شده است:
پرسشها:
1- سازمانهايي که محيط شان پايدار است و فرهنگ سازماني ضعيف دارند چه نوع استراتژي را به کار ميبرند؟
2- سازمانهايي که محيط شان پايدار است و فرهنگ سازماني قوي دارند چه نوع استراتژي را به کار ميبرند؟
3- سازمانهايي که محيط شان پويا است و فرهنگ سازماني ضعيف دارند چه نوع استراتژي را به کار ميبرند؟
4- سازمانهايي که محيط شان پويا است و فرهنگ سازماني قوي دارند چه نوع استراتژي را به کار ميبرند؟
فرضيات:
1- سازمانهايي که محيط شان پايدار است و فرهنگ سازماني قوي دارند، استراتژي دفاعي به کار ميبرند.
2- سازمانهايي که محيطشان پايدار است و فرهنگ سازماني ضعيف دارند استراتژي واکنشي به کار ميبرند.
3- سازمانهايي که محيطشان پويا است و فرهنگ سازماني قوي دارند استراتژي آينده نگر تهاجمي به کار ميبرند.
4- سازمانهايي که محيطشان پويا است و فرهنگ سازماني ضعيف دارند استراتژي تحليل گر به کار ميبرند.
محقق ضمن مطالعه سه عامل مورد بررسي يعني «استراتژي، فرهنگ سازماني و محيط سازماني» و ارايه تعريف جنبههاي مختلف آنان، انواع مدلهاي رايج تدوين استراتژي و مديريت فرهنگ سازماني را مورد بررسي قرار داده و به ويژه با استناد به تئوريهاي برنر، استاکر، امري و تريت و لارس و لورش در مورد انواع محيطهاي سازماني و با بهره گيري از نظرياتي که در مورد فرهنگ سازماني قوي و ضعيف ارايه شده مدل دنيسون و ميشرا را مبنا قرار داده و با بهره گيري از مدلهاي دفت و هال سه عامل مورد نظر را در شکل زير ترکيب ميکند. (نائيج،1380، ص 141)
|
ثبات موقعيت شرکت پويا |
خارج سازمان کانون و توجه | |
|
فرهنگ سازماني ماموريتي |
فرهنگ سازماني انعطاف پذير | |
|
فرهنگ سازماني بوروکراتيک |
فرهنگ سازماني مشارکتي |
داخلسازمان |
مدل دفت و هال (نائيج، 1380، ص 141)
محقق بر اين اساس مدل تعاملي تدوين مورد نظر خود را به شرح زير تعريف ميکند:
|
پويا محيط پايدار |
قوي فرهنگ سازماني | |
|
استراتژي تهاجمي |
استراتژي تدافعي | |
|
استراتژي تحليلي |
استراتژي واکنش |
ضعيف |
مدل نائيج (نائيج، 1380، ص 173)
در اين پژوهش کارکنان سازمانهاي صنعتي بالاي 500 نفر شاغل از طريق پرسشنامه به عنوان جامعه آماري مورد پرسش قرار گرفتهاند که با استفاده از 3 پرسشنامه (پرسشنامه شناخت نوع استراتژي سازمان، نوع فرهنگ سازمان و نوع محيط آن) نظريات جمعبندي و نتايج پژوهش به شرح زير اعلام شده است:
بين استراتژي، فرهنگ سازماني و محيط آن، ارتباط تعاملي وجود دارد.
1ـ سازمانهايي که محيط شان پويا است و فرهنگ سازماني ضعيف دارند، استراتژي تحليلي به کار ميرود.
2ـ سازمانهايي که محيط شان پويا است و فرهنگ سازماني قوي دارند، استراتژي تهاجمي به کار ميرود.
3ـ سازمانهايي که محيط شان پايدار است و فرهنگ سازماني ضعيف دارند، استراتژي واکنشي به کار ميرود.
4ـ سازمانهايي که محيط شان پايدار است و فرهنگ سازماني قوي دارند، استراتژي تدافعي بکار ميرود.
(نائيج ، 1380، ص 173)
